عجب مردمانی پیدا میشن. یه چند ماهی میشد که خونه مثل طویله شده بود. از طرفی کلی از لباس ها به خاطر سمپاشی هنوز وسط خونه تو کیسه ولو هستن و برای صرفه جویی در بستن چمدون جمعشون نکردیم. از یه طرف هم مدت ها بود که خونه رنگ جاروبرقی و مواد شوینده ندیده بود.
امشب وقتی رسیدیم خونه حسابی شوکه شدیم. انگار خونه رنگ و لعاب تازه ای پیدا کرده باشه. زن صاحبخونه اومده بوده نه تنها خونه رو آب و جارو زده و تا توی وان حموم رو هم سابیده، بلکه از کف دستشویی که به قدر یه گلاه گیس مو جمع شده بود هم نگذشته و همه رو مثل ماتحت ملا ها طهارت گرفته.
با اینکه انگیزه بالایی مثل اجاره دادن خونه داشته، ولی دلیل نمیشه که وقتی ببینیمش سرمون رو از خجالت نندازیم پایین.

هوووورااا !