بالاخره از تزم دفاع کردم و کار های اداری اش رو هم از طریق ای-میل در عرض کمتر از یک ساعت تموم کردم. استاده که اصلا تز رو نخونده بود و فقط ازم پرسید فلان اشکالی رو که قبلا گفته بودم درست کردی؟ منم راستا حسینی گفتم آره و قبول کرد. خود دانشگاه هم که خیلی سریع تاییدیه رو برام فرستاد. یعنی اگه توی تز به عمه حضرت ملکه شون هم فحش چارواداری داده بودم، روحشون هم خبردار نمی شد.
یاد پروژه لیسانسم توی ایران افتادم. استاد پروژه و دانشکده تز رو تایید کرده بودن و هفتصد جاش امضا زده بودن، ولی کارگر صحافی بهم گیر داده بود که چرا اولش بسم الله نذاشتی، من چاپ نمی کنم. شاه بخشیده بود شاه قلی نمی بخشید! خلاصه آخرش مجبور شدم بگم یه صفحه سفید بزنه اولش که بعدا خودم با نستعلیق بنویسم!

مبارکه !
خوشحالم
تبریک می گم و خسته نباشید
تبریییییک!
واقعا خسته نباشی
به امید موفقیتهای بعدی
خیلی ممنون
D:
تبريک ميگم،امکانش هست در مورد موضوع پروژهای که برای لیسانس انجام دادی توضیح کوتاهی بدی؟