بالاخره بعد از مدتها رفتم سر وقت چمدونها و یه خورده وسایل رو باز کردم. وقتی فکر میکنم قراره چند ماه دیگه دوباره اسباب کشی کنم تنبلیم میاد. اخیرا هم که یه خورده تحرک کمتری داشتم دوباره این شیکم کارد خورده داره میاد بالا، واسه همین تصمیم گرفتم برم یه جا کلاس ورزشی اسم بنویسم. انگار تا پول از جیب ندی انگیزه واسه ورزش زیاد وجود نداره.
پاشدم رفتم یه مجتمع ورزشی نزدیک خونه مون و برای یک ماه اسم نوشتم. روز اول یه کلاس کیک بوکسینگ اروبیک رو انتخاب کردم، شال و کلاه کردم و کله کردم به سمت کلاس. همین که در رو باز کردم شوکه شدم. از ۴۰ نفر آدم توی کلاس، فقط ۴ نفر پسر بودن. الان میفهمم اون دخترهایی که توی یه کلاس پر از نره خرهای غالباً محرومیت کشیده باید سر کنن چه حالی دارن. من که راضی بودم!
