پیچوندن

8 04 2009

حالا که به قول فرنگی ها زیر فشار درس و کار پیچانده شدم (البته screwed در فرهنگ منحط غرب معنای دیگری دارد) زدم تو کار پیچوندن! امروز اگر قرار بود برای نیم ساعت کار پا بشم برم دانشگاه به تمرین فردا نمی رسیدم. بنا بر این تصمیم گرفتم بعد از 4-3 باری که از مسئول هماهنگی تی-ای ها تذکر کتبی گرفته بودم، باز هم سر ساعت اداری حاضر نشم.
این دفعه آخر که دوباره دعوامون بالا گرفته بود و اگر براش از روی دفترچه قانون الکی قپی نمیومدم (شانس آوردم نرفت قانون رو بخونه ببینه چرت دارم میگم) دعوا نمی خوابید. این بار هم قبل از اینکه به مرحله زایمان آکادمیک برسم، زدم به سیم آخر، چشم هام رو بستم و توکل کردم…
خلاصه سر کار حاضر نشدم و تا الان هم که برام تذکر نفرستاده کسی، کارم رو هم تقریبا دارم تموم می کنم. نتیجه اخلاقی اینکه همیشه هم نباید با اخلاق بود!


کارها

Information

3 responses

9 04 2009
مهشيد

بيخبري خيليم خوب نيس!
فك كنم جلسه گذاشتن دارن واست تصميم ميگيرن !D

9 04 2009
nemidoonim

na dige khodayish kheyli gozasht o khabari nashod, be ghowle farangia no news is a good news!

9 04 2009
مهشيد

واقعا؟ من تا حالا فك ميكردم!!! no news is the worst news!
چه خوب ! من الان خيلي به اين ضرب المثل احتياج دارم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: