جزیره نوردی (2)

10 05 2009

بله، رفتم و برگشتم، خیلی قشنگ بود، جاتون خالی. با یک دوست ایرانی و یک دوست از جمهوری چک بودم. تمام روز توی جنگل ها و تپه های جزیره پیاده روی کردیم. موقع شب، فقط یک جای جزیره می شد به طور قانونی چادر زد که 3-2 ساعتی از بندر فاصله داشت و ممکن بود کشتی صبح (ساعت 8 ) رو از دست بدیم. برای همین تصمیم گرفتیم یک جایی وسط جنگل که دست پلیس بهمون نرسه چادر بزنیم.
صبر کردیم تا هوا تاریک بشه. این دوست چک مون باید حتما قبل خواب آب جو می خورد، برای همین با بدبختی کلی آب جو با خودمون کشیده بودیم. چادر رو علم کردیم و بعد شام و آب جو گرفتیم خوابیدیم. بدن ها انقدر گرم شده بود که سرمایی احساس نکردیم. صبح هم با صدای پرنده ها از خواب بیدار شدیم و خوشبختانه به کشتی صبح هم رسیدیم. دوستمون امروز باید بر می گشت کشورش، می خواست از آخرین لحظات برای لذت بردن از طبیعت کانادا استفاده کنه که ظاهرا راضی بود از این سفر کوچک.


کارها

Information

5 responses

10 05 2009
Arian

Wow! take me on the next trip! I’ll carry the drinks if I have to!😀

10 05 2009
پت

آی دارم می‌میرم از حسادت!!!

10 05 2009
منم دیگه

امروز از دیروز هم قشنگتر بود،
چادر هم مجبور نبودید بزنید

10 05 2009
nemidoonim

آقا ما چاکریم، ما که داریم میایم ویکتوریا، شما که بعدش اومدین ونکوور بریم جزیره باون. اونجا خودشون کارخونه آب جو سازی دارند دیگه زحمت بار کشی هم نداره D:

10 05 2009
nemidoonim

آقا یا خانوم پت، خدا نکنه! خداییش فکر نمی کنم از بعضی جاهای شمال ایران قشنگ تر باشه، اگه واقعا پایه باشی شمال ایران طبیعت بکر تری هم داره اتفاقا.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: