بیمه به عنف

26 05 2009

از طرف بانکی که حساب دارم زنگ زده بود که روی کارت اعتباریت می تونیم بیمه ات بکنیم و بعد شروع کرد به گفتن یه سری جمله که حفظ کرده بود. آخرش گفتم حالا باید برم روی سایت دقیق بخونم ببینم چی هست. گفت که این چیزایی که من گفتم رو هیچ سایتی نیست، الان فقط چون من بهت زنگ زدم میتونی بیمه بشی! گفت حالا ماه اولش مجانیه اگه خواستی کنسل کن. من هم که رو حساب فرهنگ ایرانی «نه» تو دهنم نمیاد قبول کردم.
قرارداد اومد در خونه. بیمه عمر و از کار افتادگی و بیماری و از این حرفا. زنگ زدم که کنسل کنم. بعد از رد شدن از هفت خوان رستم تلفن وصل شد به یه آقایی. کلی سوال پرسید که ثابت بشه خودم هستم. بعد که گفتم می خوام بیمه رو کنسل کنم دوباره شروع کرد به خوندن مثنوی هفتاد من کاغذ که بیمه ما چنین است و چنان. آخرش مجبور شدم بگم من یه بیمه دیگه دارم، هر وقت خواستم دو تا بیمه داشته باشم خبرتون می کنم. فکر می کردم ول می کنه، اما گفت حالا که اینجور شد ما برای شما تخفیف 50 درصد قائل میشیم که لابد اون یکی رو کنسل کنم این رو بگیرم! آخر نفهمیدم چطور شد، اما یارو گفت نامه کنسل شدن رو با جزوه های تبلیغاتی می فرستیم که اگه پشیمون شدی دوباره ثبت نام کنی.
دارم یاد می گیرم بگم نه!


کارها

Information

2 responses

26 05 2009
Ali

دارم یاد می گیرم بگم نه!
.
Ali likes this

26 05 2009
امیر

دهن من رو هم اینا صاف کردن با این زنگ زدن هاشون..

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: