شرایط این روزا

17 06 2009

این طرف دیگه دست همه اومده که ایران چه خبره و همه ابراز همدردی می کنند. چند روز اخیر دستم به هیچ کاری نرفته بود، برای همین شانس آوردم که استادم سرش حسابی شلوغ بود و از من کاری نمی خواست. فکر می کنم با اینکه هنوز خیلی ناراحت هستم،اما امروز دیگه علائم حیاتی در من دیده شدند. غذا درست کردم و حموم رفتم و کلا از اتاقم اومدم بیرون. امیدوارم اوضاع درست بشه…


کارها

Information

3 responses

18 06 2009
سبحان

راه آب را بر حسین بسته اند
آشیانه را بر پرنده
و بر سینه تفتیده دشت آشفته
روباه مکار را بر جای مترسک نهاده اند
و عینک تیره شومبختی را بر چشم
تا نبینند سبزی دشت بهار را
آری مهربانم
این کوردلان، روشنایی روز را در شب دلهاشان برنمی تابند

18 06 2009
nemidoonim

🙂

18 09 2009
حامد

یاد 3ماه پیش خودم افتادم. اون موقع بعد 1هفته تونستم از اتاق بیرون بیام. یعنی دو روز بعد تو!😦

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: