شخصی نوشت

2 07 2009

مگه یک آدم چند بار باید از یک سوراخ گزیده بشه؟ تقصیر خودمه که ساده هستم و زودباور. شاید هم چون زیادی احساساتی هستم، نمی دونم، هر چی هست از خودمه. وقتی بدون هیچ هدفی پا در هوا هستم، به هر چیزی چنگ میزنم تا شاید هدفی داشته باشم و امیدی. اما کاش همه چیز به همین سادگی بود.
وقتی به هر چیزی چنگ بزنی و به هر چیزی اطمینان کنی، باید انتظار این رو داشته باشی که هر لحظه دوباره رها شی. اصلا نمی دونم چرا این حرفا رو یادم میره. شاید به بی فکری معتاد شدم، وقتی که به هیچ چیزی فکر نمی کنی و به هر چیز الکی امید داری برای ادامه. ولی صد افسوس که امید ها به بادی بند هستند و …

Advertisements

کارها

Information




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: