هندونه

29 07 2009

از تابستون هایی که تا به حال دیده ام، چیزهایی توی ذهنم مونده اند که با مفهوم تابستون گره خوردن. بوی کولر آبی، بوی چمن های آفتاب خورده، آفتاب سوختگی، عوض کردن پتو با ملحفه، ثبت نام در کلاس های ورزشی، خریدن آلاسکا (بستنی یخی)‌ از دستفروش ها و … از بس هوا این روز ها گرم شده (دمایی که احساس میشه تا ٤٢ هم می رسید) و ضمنا به مخم آفتاب خورده، نمی دونم یهو از کجا این خاطرات خاک خورده همه با هم هجوم آوردن به کله ام. هوس هندونه کرده ام!

پ. ن: مطابق داده های موجود هواشناسی، امروز گرم ترین روز تاریخ مکتوب ونکوور بود. خدا بده برکت!


کارها

Information

5 responses

30 07 2009
مهشید

هندونه نیس اونجا؟!!!
اینو گفتی رفتم واسه خودم یه هندونه ی گنده خریدم به همم گفتم این مال منه هیچکی نمیخوردش خودم تنهایی چون دیگه میریم قحطی هندونه نیس! :دی

30 07 2009
nemidoonim

چرا هندونه هست، ولی وقتی تو دانشکده هستی و هوس کنی سخت میشه گیر آورد.

2 08 2009
Advaz

و توری زدن پنجره و پوشیدن شلوار کوتاه و خریدن توپ پلاستیکی بنفش و . . .

2 08 2009
مهشید

کلی گرم بوده پس. من امتحان کردم عمرا اگه آدم تو هوای خنک هوس هندونه بکنه…

3 08 2009
nemidoonim

به ADVAZ: آی گفتی!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: