دندان تیز استاد

13 08 2009

رقصیدن همزمان به ساز دو نفر سخته، خصوصا اگه یکیشون ساز مخالف هم بخواد بزنه. این رو گفتم که دستتون بیاد داشتن دو استاد هندی و اسرائیلی چقدر می تونه مشکل باشه. به هر حال استاد دیگه مثل شلوار نیست که اگه دو تا بشه همش عشق و حال کنی، اتفاقا برعکس، چون این بیلی که من تو دانشگاه می زنم مثل علفیه که اگر نخوام آخرش دنیا به کامم تلخ بشه، باید به دهن هر دو بزی شیرین بیاد.
الان تنها استادم فقط جناب مشمنمنان هستن. امروز جلوی هر دوشون گفتم تکلیف من رو روشن کنید. آخرش من نون خور کدومتون هستم. جناب خن (به کسر خ) کلی مرام گذاشت گفت که اگه الان من هم استادت بشم، آخرش باید توی تزی که می نویسی تو زمینه الگوریتم های عددی هم کار جدیدی کرده باشی، وگرنه کم الکی هم نیست که همینطوری ورداری اسم من رو هم بزنی تنگ رزومه ات! خلاصه ما رو میگی، گفتم اگه بخوام بعدا مثل خر توی گل خن گیر کنم، همین بهتر که اول کاری سنگم رو باهاش وا بکنم و گربه رو دم حجله بکشم که از ما بکشه بیرون و دیگه به چشم دانشجوی خودش به من نگاه نکنه. همون نگاه خواهر برادری رو داشته باشیم از دور بهتره! با این حساب فکر کنم قسر در رفتم ها!


کارها

Information

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: