احساسات

17 08 2009

نمیدونم این مساله چقدر برای شما پیش پا افتاده است یا در چه دوره ای از زندگی تون باهاش برخورد داشته اید، ولی فکر می کنم هر چی زمان می گذره وجه احساسی مسائل و مناسبات اجتماعی رو نازل تر می بینم. الان دیگه مطمئنم اگه خودم رو چند سال پیش می دیدم می گفتم خاک بر سر ضعیفت کنن!

پ.ن: بچه های ورودی جدید دارن یواش یواش میان و بچه ها اینجا در تدارک جشن شکوفه ها هستن براشون. من هم برای پارتی بزرگ دانشجو ها داوطلب کمک در بخش انتظامات شدم!


کارها

Information

7 responses

17 08 2009
امیر

حاجی تو برو بخش تدارکات!

17 08 2009
nemidoonim

قضیه اینه که غذا و این ها که بالاخره می رسه به آدم، ولی شرکت در پارتی ترجیح داره!

17 08 2009
سینا

حاجی از طرف منم ببوسشون😉

17 08 2009
امیر

حاجی، من نفهمیدم چی میگی، در مورد وجه مسایل احساسی و …

17 08 2009
میم ح میم دال

مسئله اینه که پدیده های احساسی در درجه اول وقتی باهاشون مواجه میشی از یک قداست خاصی برخوردارند… گذشت زمان و اتفاقاتی که میفته این قداست رو تا حد بالایی میشکنه و همین میشه که هست… بر خلاف تو من به اون جوجه احساساتی قدیم نمیگم خاک بر سر ضعیفت کنن بلکه بسیار هم بهش علاقه مندم! چون به صداقتش بیش از اینی که در حال حاضر هستم ایمان دارم.

17 08 2009
nemidoonim

به سینا: دانشجوی فوق و دکترا هستن ها!
به امیر: چرت و پرت، دیدمت برات شرح میدم
به م ح م د: من هنوز برای اون صداقته ارزش قایل هستم، ولی احساسات صرف نه.

18 09 2009
حامد

من باشم به جای خندیدن یا خاک بر سر احساسات و …، چشمو بازمیکنم واسه آینده!😉

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: