پیچیدگی

3 09 2009

از پیچیدگی مسائل خوشم میاد، چون حلشون که می کنم بیشتر به آدم کیف میدن. اما پیچیدگی مسائل انسانی نه. پیچیدگی مسائل انسانی در گذر زمان با استفاده از مکانیزم هایی اجتماعی (که به اسم فرهنگ میشناسیمش) حل شده اند. اینکه الکی خودمون به خاطر تعارض فرهنگ ها پیچیدگی ایجاد کنیم کار بیخودیه. حالا دیگه جزئیات از من نپرسید، فقط همینقدر بگم که طیف رفتارهایی که ایرانی ها ممکنه از خودشون بروز بدن اینجا خیلی خیلی گسترده تر هست. شاید هم این مساله ای حل شده باشه، فقط زمان بیشتری برای یادگیریش لازم باشه.

Advertisements

کارها

Information

3 responses

3 09 2009
شیرین

اینکه بخوای مسایل انسانی رو با ریاضیات مقایسه کنی، این محل اشکاله.. چون به نظرم مسایل انسانی بر خلاف ریاضیات ضابطه مند نیستند. انقدر پارامتر دخیل داره که نشه یه ضابطه براش درآورد. همین هم باعث پیچیدگی شون می شن.

3 09 2009
nemidoonim

با زیاد بودن پارامترهای دخیل موافقم، اما میشه مدل هایی ارائه کرد که مستقل از ظرایف رفتار انسان ها، در کل نظم خاصی در سیستم برقرار باشه. مثال واضحش هم علم اقتصاده.

4 09 2009
شیرین

البته اون موقعی که داشتم نظرم رو می نوشتم علم اقتصاد رو جز مسایل انسانی دسته بندی نمی کردم و فکر می کردم مقصود نویسنده بیشتر روابط اجتماعی و فرهنگ باشه تا موضوعات علوم انسانی…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: