برای یک مشت دلار

3 10 2009

امروز برای اولین بار تو کانادا به یک شاگرد خصوصی درس دادم و رکورد بیشترین درآمدم برای یک جلسه رو جا به جا کردم. یه پسر پاکستانی-کانادایی که خودش در رشته اقتصاد تدریس خصوصی می کرد، اما الان به شدت عقب مونده بود از درسشون و اینجوری بهرام که گور می گرفتی همه عمر، ما گرفتیم خونش رو کردیم تو شیشه!
تدریس خصوصی که می کنم، کهنه بچه هم که عوض کردم. فقط مونده برف پارو کنم و آب حوض بکشم تو این گرونی!

پ.ن: راستی گفتم برف، میگن سه نفر تو خیابون می رفتن به ترتیب یکی یکی داد میزدن «برف»، «پارو»، «می کنیم». یهو یه پیرزنه سرشو از پنجره میاره بیرون به سومی میگه بیا تو در بازه!


کارها

Information

4 responses

3 10 2009
قنوید

حالا چی تدریس می کردیی. اونم به یه دانشجوی اقتصاد. نکنه جبر خطی استاد خن را:دی

3 10 2009
nemidoonim

نه بابا، فقط برنامه نویسی بود!

5 10 2009
sima

:))))))))))))))))))))
recorde daramadet az pire zan khafe kardanetam yeho jabeja kon dige😀😉 !

6 10 2009
nemidoonim

na al’an pirezan dige too boors nist, dokhtare javoon khafe mikonim ke daramade namahsoos ham dashte bashe o dar hazineham sarfe jooyi she
p:

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: