تهدید باورپذیر

14 10 2009

اینکه درخواست آدم ها در چه شرایطی و در کنار چه چیز های دیگری مطرح بشه خیلی روی پاسخی که می گیریم می تونه تاثیر داشته باشه.
من امروز درست چند روز بعد از اینکه مقاله مون رو فرستاده بودیم، حدود یک ساعت با استاد عزیز بحث علمی کردم و کلی ایده برای کار آینده مون پیشنهاد دادم. آخر وقتی داشتم می رفتم، گفتم اون مشکل مالی ما رو هم اگه حل کنی جای دوری نمیره (توضیح اینکه به دلایلی مواجب ماهیانه من کم شده و قراره برای جبرانش بعدا بهم اضافه کاری بدن!). استاد هم گفت حالا عجله نکن و پول اگه کم داری بگو دستی بدم و از این حرفا.
بعد از این، من کارت برنده خودم رو رو کردم. گفتم پول رو برای اپلای کردن به چند دانشگاه برای دکترا می خوام. این رو که گفتم استاد مختصری جا خورد. اول شروع کرد به تعریف از زمینه ای که داریم روش کار می کنیم و اینکه چقدر خوبه که دکترا رو همینجا ادامه بدم. بعد هم گفت اگه دانشجوی دکترام بشی از این مسائل مالی پیش نمیاد ها، حتی به ضمیر ناخودآگاهت هم نذار نفوذ کنه چنین فکری! الان هم که اومدم خونه میبینم یه ای-میل زده که برات یه کارآموزی جور کردم که حقوقش تقریبا دو برابر کار تو دانشگاهه. حالا دیگه شما پیدا کنید پرتغال فروش را!


کارها

Information

8 responses

14 10 2009
پت

به به باریکلا، از کار آموزی که برگشتی از این مخ زدن‌ها را یاد ما هم بده🙂

14 10 2009
بهار

مبارکه!

14 10 2009
شادی

همیشه باعث افتخاری.

14 10 2009
Advaz

چه استاد با عشقیه,

15 10 2009
لیموشیرین

احسنت داره!

15 10 2009
امیر

خوش به حالت

15 10 2009
واحد

ایول

16 10 2009
عباس

دمت گرم !

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: