شاد زی

26 10 2009

از اون جایی که ماشین اسپرسو ی دانشکده چند وقتیه خراب شده، استاد عزیز میاد به بچه های آزمایشگاه میگه من دارم میرم بیرون قهوه بگیرم، شما هم پاشید بیاید (و توی راه به مسائل جدید علمی فکر می کنیم).
امروز استاد عزیز مثلا اومد باحال بازی در بیاره، گیر داد به لباس من. گفت من هر وقت می خوام تو رو پیدا کنم می گردم دنبال لباس های نارنجی و قرمز و این جور رنگ ها. و خوب راست میگه، من معمولا از این رنگ های شاد می پوشم. بعد دید که انگار زیادی تند رفته، گفت البته دنبال منظور خاصی تو حرفهای من نباش ها!
من که خودم می دونم دارای خصوصیات هم جنس گرایانه نیستم، اما انگار این خارجی ها هنوز با این مساله کنار نیومدن. همیشه دنبال نشونه هایی هستند که به کسی انگ شاد بودن (همون گِی خودمون!) بزنن. بلا به دور!

Advertisements

کارها

Information

2 responses

27 10 2009
Atorpat

آقا شرمنده
من فکر کنم تقصیر منه! آخه برای لینک‌ات یه همچین تایتلی گذاشتم.
قضای روزگار رو می‌بینی؟

27 10 2009
nemidoonim

:))

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: