شما هم هالویین؟

1 11 2009

در شب آخر ماه اکتبر، که غربی ها هالوئین خوانندش، مرسومه که قصه های ترسناک تعریف کنند، ولی چون من قصه ترسناک بلد نیستم یه ماجرای تهوع آور تعریف می کنم به جاش.

امروز بعد از دو سه هفته بالاخره مجبور شدم برم ظرف ها رو بشورم. فردا همخونه ایم داره از ایران بر میگرده و دیگه توی در قابلمه ها هم غذا خورده بودم و عملا ظرف تمیزی وجود نداشت.  من امروز فهمدیم سینک ظرفشویی ما دقیفا مثل روده آدم عمل می کنه. یعنی حداقل ته مونده های غذا رو که خیلی خوب تبدیل کرده بود به محصولات روده بزرگه! از کهنه بچه عوض کردن بد تر نبود، ولی تا حالا نشده بود موقع ظرف شستن عق بزنم!

پ.ن: امشب به لطف دوستان ایرانی، جایزه اول لباس هالویین رو تو جشن دانشگاه بردم. لباسم هیپی، تو مایه های جان لنون بود!


کارها

Information

4 responses

1 11 2009
Portable Soul

توی ظرفای شسته شده (کف کاری بدون آبکشی توی سینک) بالا آوردین یعنی؟
بعدش اگه آره، دوباره کف کاریشون کردین؟
جداً امیدوارم حالا که همت کردید و شستید حداقل تمیز شده باشه و بقایای خشک شده ی استفراغ لا به لای غذای گرم همخونه ایتون پیدا نشه!

1 11 2009
nemidoonim

نه بابا دیگه انقدر هم جلوه های ویژه نداشت داستان. همون غذاهای مونده تو ظرفا بدجوری بو میگیرن دیگه!

1 11 2009
زهرا

گندت بزنن! D: این یه اصطلاح اصفهانی بود .

1 11 2009
Athena

be jash be in fek kon ke 2 3 hafte zarf nashosT! 😀
be nazare man ke arzeshesho dare😛

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: