سحر گاهانه

7 11 2009

وقتی بعد از نوشیدن خوابت نبره، ممکنه بشینی چنین چیز سبکی رو به هم ببافی:

شبی را یاد دارم به ایام شباب، که شهوت غالب و نفس طالب بر من مستولی گشته، لیک روا نمی داشتم در ز یاران تر نمایم. چنان که دست بر باده بردیم و سیر خوردیم، مشاعر خود باختیم و شبی یاد ماندنی ساختیم.

شعر:

چه خوش گفت ساقی به یاران خویش
چو سگ مست از شرابم شدید

بدارید دست از شراب پیش از آنک
دری خشک ز یاران خود بر درید

پ.ن: کلیه اتفاقات این پست جنبه خیالی دارد. از تفسیر های نادرست بپرهیزید که هفتاد و دو مفسده به همراه دارد!


کارها

Information

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: