چیز خوری

26 01 2010

یه یارو میره بقالی ٥٠ تا تک تومنی میده به بقاله میگه آقا بهم پنیر لیقوان بده. بقاله یه نگاه عاقل اندر سفیهی به یارو می کنه و برای اینکه دلش رو نشکونه با نوک چاقو یه خورده پنیر می ذاره کف دستش. طرف پنیر رو در جا می خوره و میگه خوشمزه است، از همین برام بکش! حالا این هم شده حکایت پنیر خوری ما با وسع مالی دانشجویی که داریم.
چند وقتیه کرم امتحان کردن پنیر های مختلف افتاده توی تنم. از وقتی یه جا خوندم خوردن پنیر چرب توی صبحونه باعث میشه تا شب آت و آشغال کمتر بخورم، دیگه هر بار که میرم خرید، میرم سراغ قفسه پنیر ها. انواع و اقسام پنیر ها رو توی بسته بندی های شهوت انگیز جوری کنار هم چیده اند که فکر می کنی بابا بزرگ نل همین الان از بالای کوه های آلپ آورده پایین. هر کدومشون هم بوی خاص خودش رو داره. از بوی زباله و جوراب که بگذریم، نوع فاضلابیش طعم خاصی رو از همون کله سحر توی دهن آدم باقی میذاره. تا الان قرار نبود غر بزنم، اما این آخری دیگه خیلی ناجور بود. بوی تند محصولات انسانی مردونه. با اینکه اصلا احساس خوبی نداره،‌ولی دماغم رو میگیرم، یه تیکه اش رو میندازم بالا و به این فکر می کنم که سرشار از پروتئینه!


کارها

Information

3 responses

26 01 2010
Ali

Omran dige bezaram in paniraro tu microfer garm koni :-&

26 01 2010
میم ح میم دال

:))
من تنها نوعیش که تست کردم همین آخریه. توی یک جمعی گفتم این بوی یه چیزی میده و همه اعم از زن و مرد زدن زیر خنده!

29 01 2010
nemidoonim

با کره بادوم زمینی خیلی عالی میشه. سگ ها یه چیزی می دونن لابد!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: