المپیک نوردی

21 02 2010

دهات کوچیک ما که شلوغ ترین نقطه اش صف کلاب هایی بود که 12-10 نفر بیشتر توشون نمی ایستادند، الان شده مثل بازار شام و حتی دکه هات داگ فروشی سر چهارراه هم صفی شده. ملت مست و نیمه مست توی مرکز شهر مثل دیوونه ها خیابون ها رو متر می کنند و هر از چندی فریاد «برو کانادا برو» ای هم از خودشون در میارن که معلوم بشه همه اون آدم هایی که از قیافه اشون فکر می کنی هندی، چینی یا عرب هستند تو بساطشون یه پاسپورت کانادایی دارند و سر سوزنی عرق ملی.
به هر حال به خاطر همین دیوونه بازی ها، پلیس دستور داده بود مغازه های الکل فروشی سر شب نشده کرکره ها رو بکشن پایین که وضع از چیزی هم که هست خراب تر نشه. غافل از اینکه ملت خمار پشت در مغازه ها، مثل کزت بینوایان که عروسک های پشت ویترین رو نگاه می کرد، چشم می دوزن به شیشه های وسوسه برانگیز مشروب و فحش های رکیک بر زبون جاری می کنن.

پ.ن: اون خانوم آلمانیه که به آگهی اجاره مبل ما جواب داده بود بالاخره بهم زنگ زد و قرار شد سر و کله اش پیدا بشه. ضرب المثل میگه: اگه برای اون آب نداشته باشه، برای ما که نون داره!


کارها

Information

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: