بله، صحیح، درسته

19 07 2010

این روزها مثال حی و حاضر کسی شدم که دو تا هندونه رو با یه دست برداشته. از یه طرف باید تو دانشگاه روی مقاله کار کنم و از یه طرف کار پاره وقت پاره ام کرده. با این وجود انگار اینطوری که فشار روم بیشتره بهتر دارم کار می کنم.
دو سه هفته ای میشه که میرم سر کار. ٣ نفر از مدیرهای شرکت با رییس خودم، وقت و بی وقت، هر موقع که می رن مستراح بعدش سرشون رو میندازن پایین و مثل گاو میان توی دفترم که ببینن کار چطوری پیش میره. می ترسم یکیشون اسهالی چیزی بگیره دیگه کلا کارهام بخوابه!
از همه بدتر هم رییس خودمه. وقتی میاد تو اتاق نزدیک نیم ساعت شروع می کنه به وراجی در حالی که همون توضیحات رو می تونه توی دو دقیقه بده. تنها کاری که از دستم بر میومد این بود که یه روز صبح که هنوز نیومده بود سر کار، صندلی دومی که توی اتاقم بود رو بردم گذاشتم یه جای دیگه که مجبور بشه ایستاده حرف بزنه و زود خسته بشه. منتهی تا حالا که نتیجه معکوس داده. هر بار که میاد تو، بعد دو دقیقه میگه بذار بشینم پشت کامپیوتر یه چیزی بهت نشون بدم. نشستن همانا و نیم ساعت به درازا کشیدن بحث همانا. هنوز پاهام دارن گز گز می کنن!


کارها

Information

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: